تجربههای ناموفق گذشته
در حال یادگیری بازارهای مالی بودم و متوجه شده بودم در اطرافم تعداد افرادی که در تکاپوی یادگیری این بازارها هستند، روز به روز افزایش پیدا میکند!
اواسط تابستون سال 99 بود که متوجه شدم حتی بسیاری از متخصصین این حوزه، نتوانستند از آن ریزش بزرگ فرار کنن، من که هنوز تازه کار بودم و نه تنها سرمایه کمی داشتم، قدرت ریسک خاصی هم نداشتم! دائما در حال آموزش دیدن بودم! به بیان صادقانهتر «شهامت ریسک کردن نداشتم!» هرچند، کمی بعد متوجه شدم که این ترس از ریسک کردن، به نوعی خوششانسی من در آن زمان بود!
چند سال قبل، ورشکستگیِ یکی از عزیزانم را از نزدیک دیده بودم، شخصی که تقریبا همیشه به عنوان یکی از بزرگترین الگوها ازشون یاد میکنم و البته هنوز هم در دسته الگوهای اصلی جایگاه ویژهای دارند؛ گذشته از این موضوع، از کار کردن در صنعت هم خاطرات و تجربیات چندان خوبی نداشتم، حتی قبل از ورود به صنعت و حضور در کارخانه، زمانی که در حوزه خدمات پیمانکاری فعالیت میکردم، در شرایطی که در مسیر رشد قرار گرفته بودم و اوضاع فعالیت حرفهای، سر و شکل خوبی میگرفت، با تصمیمات هیئت دولت و رئیس جمهور محترم (…) با شدت عجیبی کاهش پیدا کرده بود!
در این بازه زمانی، علاوه بر آموزشهای مربوط به بازارهای مالی، به طور موازی با دوست عزیزی، اقدام به راه اندازی شرکتی گردشگری کرده بودیم، اما به واسطه پاندمی کرونا مجبور به ثبت تجربه ناموفق دیگری در رزومه کاری خود شدم!
شاید در آن محدوده زمانی، از پشت سر هم زمین خوردن خسته شده بودم و دوست داشتم با طی کردن روندی آرامتر، مسیر زندگی را پیش بگیرم! همین موضوع سبب شد که بیشتر و بیشتر به سراغ «یاد گرفتن» بروم.
بعد از شرکت در یکی از دورههای مالی برای بازارهای جهانی، با گروهی از افرادی آشنا شدم که درک جدیدی از تاثیر عادتها در زندگی پیدا کردم!
متوجه شدم که عموم اطرافیانی که در مسیر زندگی، هم مسیرم بودند، تمایل چندانی به مطالعه نداشتند و من هر روز در حال مطالعه در زمینههای مختلف بودم! به طور کاملا اتفاقی یکی از اعضای همان گروه پیشنهاد داد که با چند نفر به طور خصوصی زمانی را برای هم صحبتی در نظر بگیریم؛ در آن بازه به انتقال آموختههای قبلی خودم، مشغول بودم. با معرفیِ دورهای چند کتاب و فیلم سینمایی بذرهای اولیه دورهمیهای آنلاین ریخته شد!
