آشنایی با بازارهای مالی

بازارهای مالی 1395 تا 1398

شروع آشنایی با بازارهای مالی، نقطه چرخشی بزرگ در زندگی بود!

آرام آرام درک کردم که «من آدمِ سبک زندگیِ کارمندی نیستم!»

چند وقت قبل وارد صنعت شده بودم، اکثر زمان زندگی را در کارخانه می‌گذراندم و حتی نمی‌رسیدم به سراغ کنجکاوی‌های خودم بروم. در آن زمان احساس می‌کردم بعد از متالورژی و روانشناسی، اقتصاد و دنیای بازارهای مالی می‌تواند به من کمک کند تا زمان آزاد بیشتری داشته باشم و به دنبال پاسخ سوالاتی که در ذهنم باقی مانده بودند، بروم! در این زمان حتی سوالات بسیار بزرگ‌تری برایم بوجود آمده بود!

چرا بعضی از کشورها با اینکه منابع کمتری دارند، رفاه بیشتری تجربه می‌کنند؟

از آن مهمتر، آیا این رفاه، ارتباطی به «نگرش» افراد آن جامعه دارد؟

چرا ما در ایران شرکت‌های خانوادگی با عمر بیشتر از 2 یا 3 نسل نداریم؟

چه چیزی باعث شده است که کشورهای شرقی و غربی کسب و کارهای خانوادگی با عمر بیشتر از 500 سال داشته باشند؟

مطالعه اقتصاد و روانشناسی به من کمک می‌کرد تا درک کنم که در جامعه ما ظاهرا توانایی مکالمه موثر، شنیدن نظرات یکدیگر، دور هم جمع شدن و تولید به شکل گروهی را سال‌ها قبل از دست داده‌ایم! با مطالعه داستان سلسله حکومت‌های قبلی یا حتی شرکت‌های تولیدی بزرگ ایرانی، متوجه می‌شدم، توانایی «مشارکت کردن» ما هم رو به افول می‌رود!

مطالعه طولانی مدت، طبیعتا ذهن را خسته می‌کند؛ احتمالا به همین دلیل پناه بردن به فیلم‌های سینمایی، پادکست‌های ایرانی و انگلیسی گزینه مناسبی بودند! بعدها متوجه شدم که این مکمل‌ها همیشه کمک می‌کردند که نقاط دیگر مغز هم نرمش داشته باشند، با مقداری استراحت و شنیدن دیدگاه‌های دیگران، توانایی نگاه چند وجهی به موضوعات در حال شکل‌گیری بود!